اولين لاك
دخترم دو سال و دو ماه و ١٥ روزگي بودي كه وقتي لاك رو روي ناخنهاي من ديدي شديدا اصرار داشتي كه شما هم به ناخنهاي كوچولوت لاك بزني و نهايتا منم مجبور شدم كه برات بزنم عسلم ، خيلي مائل نبودم چون راستش نگران اين بودم كه يه وقت با دست توي دهنت زدن لاك رو ناخواسته بخوري... ولي ديگه اصرار وعلاقه شديدت باعث شد من كوتاه بيام و برات بزنم... تا چند روز بعدش مدام با نگاه كردن به دوستات كلي ذوق ميكردي و ميگفتي:خوشلهفدات بشم مامان كه با همين چيزاي ساده انقدر ذوق ميكني و كيف و حالت به منم منتقل ميشه
برچسب:
نویسنده: مهران نجفی
تاريخ: چهارشنبه
19 آذر
1404 ساعت: 6:51